مترس هرگز

 

مترس هرگز

بگو با من هرآنچه را که میخواهی

من از طرز نگاهت نیک میدانم

که دیریست غمگــــــینی

اگر دل در گروی دیگری دادی

ویا جز من کسی را دوست میداری

مبارک باد میگویم

طلا هین حلقه عقد ترا با دست لرزانم

به دست آن جوان آرزومندت

تو دایم شاد باش و کامرانی کن

که تنها میتوان با پول آرام بود...

 

عشق ... محبت... وفا ...  کلمات مضحک و ناشناس اند..

 

همه کارم ز خود کامی به بد نامی کشـــــــــــید آخـــــــر

نهان کی مــاند آن رازی کــــــــز او سازند محفل   هـــا