سوره فاتحه

وقتی عروه بن محمد به عنوان والی یمن به این کشور داخل شد ....
مردم را مجمع کرد و گفت :
ای اهل یمن این است آنچه من دارم ( شتر، شمشیر و یک جلد قرآن)
اگر روزِ از اینجا با چیزی افزونتر از این بیرون شدم بدانید که دزدم ...
او ۲۰ سال به عنوان والی در یمن خدمت کرد، وقتی از آنجا بیرون می شد، جز شتر، شمشیر و یک جلد قرآن چیزی دیگرِ با او نبود .
~ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ~
~ بسم الله الرحمن الرحیم ~
{•} وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّىٰ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ ۚ أُولَٰئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا{۱۸} سوره النساء[ایت ~18]
ترجمه:::: توبهی کسانی پذیرفته نیست که مرتکب گناهان میگردند (و به دنبال انجام آنها مبادرت به توبه نمینمایند و بر کردهی خویش پشیمان نمیگردند) تا آن گاه که مرگ یکی از آنان فرا میرسد و میگوید: هم اینک توبه میکنم (و پشیمانی خویش را اعلام میدارم). همچنین توبهی کسانی پذیرفته نیست که بر کفر میمیرند (و جهان را کافرانه ترک میگویند). هم برای اینان و هم آنان عذاب دردناکی را تهیّه دیدهایم.
ترجمه:::: (ای پیغمبر! به مردم) بگو: ناپاک و پاک (و حرام و حلال) مساوی نیستند، هر چند که فراوانی ناپاک (و حرام) شما را به شگفت اندازد. پس ای خردمندان! (با امتثال اوامر و اجتناب نواهی یزدان) خویشتن را از (خشم) خدا برحذر دارید تا این که رستگار شوید.
نوت::::
[[«لا یَسْتَوِی»: برابر و یکسان نیست.
«الْخَبِیثُ»: کثیف، ناپاک. مراد افکار و اعمال و اموال حرام است.
«الطَّیِّبُ»: پاک و پاکیزه. مراد افکار و اعمال و اموال حلال است.
«أُوْلِی الألْبَابِ»: صاحبان خرد. عاقلان.]]
•مالک بن دینار رحمه الله می گوید:
بدن اگر بیمار شد غذا و نوشیدنی و خواب و استراحت برایش گوارا نخواهد بود؛ همچنین قلب اگر به دنیا دلبستگی پیدا کرد، پند و موعظه برایش گوارا و اثربخش نخواهد بود!
- حلية الأولياء:363/2.
از ابو هریره رضی الله تعالی عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
که خانه های خود را گورستان نسازیدو همانا شیطان لعنت الله از خانه های که در آن سورهء بقره تلاوت میشود می گریزد.
(ریاض الصالیحن – حدیث شریف شماره 1018)
تاریخ: 16/11/2012

تاریخ: 18/11/2012
توسط: داکتر محمد ایاز نیازی
به تاریخ: 19/11/2012
چشم چراني عواقب و راهکارهای درمان:
چشم چراني متاسفانه يکي از بيماري ها و عادت هاي ناپسندي است که برخي از افراد جامعه به دلايل مختلف بدان دچار مي شوند.
به منظور مبارزه با اين عادت ناپسند، اولا لازم است نسبت به مفهوم، آثار و عواقب و زمينه ه
معناي چشم چراني:
چشم چراني در مقابل غض بصر و چشم پوشي، به معناي نگاه خيره و شهوت آلود به
نامحرم است که با انگيزه لذت طلبي جنسي انجام مي شود. ما در روابط اجتماعي
خود با ديگران چه جنس مخالف يا موافق به طور طبيعي با آنها ارتباط حضوري و
کلامي داريم و به آنها نگاه مي کنيم، نگاهي که به هيچ وجه در آن بحث تحريک
شهوت و لذت جنسي مطرح نيست، اين نگاه ها داخل در مقوله چشم چراني نيستند،
ولي نگاه هاي ادامه داري که با انگيزه لذت جنسي انجام مي شود و به تحريک
شدن غريزه و ميل جنسي مي انجامد، تحت عنوان چشم چراني تعريف مي شود.
در قرآن آمده است: «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم» به مومنين بگو چشم هاي خويش را بپوشانند. يغضوا از ماده “غض“
به معني نگاه و صوت کوتاه مي باشد و نقطه مقابل آن خيره نگاه كردن و صدا
را بلند كردن است. منظور اين است كه انسان به هنگام نگاه كردن معمولاً
منطقه وسيعي را زير نظر مي گيرد، هرگاه نامحرمي در حوزه ديد قرار گرفت، چشم
را چنان فرو گيرد كه آن نامحرم از منطقه ديد مستقيم و عميق او خارج شود،
يعني به او نگاه خيره نكند اما راه و چاه خود را نيز ببيند. در حديثي كه
ويژگي هاي رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه ـ را توصيف مي كند چنين آمده
است:
«و اذا فرح غض طرفه» وقتي كه خوشحال مي شد چشمانش را به صورت
نيمه بسته در مي آورد. یعنی پلك چشم را مي شكست و سر را پايين مي انداخت و
چشمها را نمي گشود، چنين مي كرد تا از سبكسري و سرمستي به دور باشد. پس غض
بصر يعني كم كردن نگاه و خيره نشدن.
چشم پوشي، وظيفه شرعي يک
مسلمان. قرآن کريم قض بصر و چشم پوشي از نگاه به نامحرم را وظيفه مسلمانان
اعلام کرده و به زن و مرد توصيه کرده است که مواظب چشمان خود باشند. قرآن
کريم مي فرمايد: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ
كنند، اين براي آنها پاكيزه تر است و خدا به آنچه مي كنند، آگاه است.
قُل لِلمؤمِنينَ يغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ يَحفَظُوا فرجَهُمْ ذلِكَ اَزْكي لَهٌم اِنَّ اللهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعونَ.
و پس از آن فرمود: به زنان با ايمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو
بندند و دامن خود را حفظ كنند. وَ قُلْ لِلْمؤمِناتِ يَغْضُضنَمِنْ
اَبْصارِهنَّ وَ يَحفَظنَ فُروجَهُنًّ…. پس خواست قرآن، رعايت عفت عمومي
براي زن و مرد است و اين كار را وظيفه ضروري و واجب مؤمنين شمرده شده است.
نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است و
نگاه كردن به صورت و دستها، اگر با قصد لذّت باشد، حرام است، بلكه احتياط
واجب آن است كه بدون قصد لذت هم نگاه نكنند و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد
نامحرم حرام است.
در روانشناسي ديني نيز ارتباط نزديكي ميان نگاهداري
چشم از نامحرم و نگاهداشتن دامان از آلودگي به زنا وجود دارد. اما در مورد
چرايي تقدم غض بصر بر حفظ فرج سيد قطب مي نويسد:
«حفظ فرج پي آمد
طبيعي خواباندن چشم است و گامي است در استواري اراده و هوشياري در حفاظت از
افتادن در گناه و تسلط بر خواهشهاي نفساني، از اين رو بين آن دو، در يك
آيه جمع كرده تا نشان دهد يكي سبب و ديگري نتيجه آن است. و هر دو گامهايي
هستند پي در پي در صفحه دل و صحنه زندگي!
بيماري چشم چراني:
از نظر روانشناسان و عالمان اخلاقي، چشم چراني هنگامي که به صورت يک عادت
مزمن در مي آيد، يک بيماري رواني تلقي مي شود و همان طوري كه بيماري ساديسم
نقطه مقابل بيماري مازوشيسم است، شهوت و بيماري چشم چراني نيز نقطه مقابل
بيماري خودنمايي است. خودنما فردي است كه خود را در معرض ديد ديگران قرار
مي دهد و چشم چران كسي است كه ازتماشا و نگاه به ديگران لذت مي برد.
خودنمايي در زنها به نسبت بيشتري ديده مي شود. در حالي كه بيماري چشم چراني
در مردها بيشتر رايج است. زن ها بيشتر از لمس لذت مي برند و مردها از نگاه
و اين مربوط به تفاوتي است که در آستانه تحريک آن ها وجود دارد.
زناي چشم:
اسلام براي پاكدامنی پيروان خويش حتي نگاه ريبه و شنيدن سخنان نامحرم را
نيز اگر از روي غرض باشد، ممنوع كرده است. اين خود هشداري بجا و حساب شده
است كه تماس نامشروع با نامحرمان را کنترل و محافظت مي کند. البته رويارويي
جدّي و ضروري و بدون هيچ گونه غرض، آنهم با حجاب كامل اسلامي و با رعايت
ادب و ساير مسايل اخلاقي اشكالي ندارد. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه ـ
فرمود: در مورد رابطه نامشروع
براي هر عضوي از آدمي سهمي از زنا است؛
زناي چشم، نگاه كردن، زناي زبان، سخن گفتن و زناي گوش ها، شنيدن حرام است.
لِكُلِ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ ادَمَ حَظّاً مِنَ الزِّنا فَالْعَينُ زِناهُ
النَّظَرُ وَ السانُ زِناهُ الْكَلامُ وَالأذُنان زِناهُما السَّمْعُ.
همچنين درباره شوخي كردن با نامحرم فرمود:
هر كسي با زن نامحرمي شوخي
كند براي هر كلمه اي كه با او در دنيا سخن گفته، هزار سال در جهنم زنداني
مي شود. مَنْ فاكَهَ بِامْرَأةٍ لا يَمْلِكُها حُبِسَ بِكُلِّ كَلِمَةٍ
كَلَّمَها فِي الدُّنيا اَلْفَ عامٍ فِي النّار.ِ
حضرت علي ـ رضی الله عنه ـ مي فرمايد: « نابينا بودن بهترازنگاه هاي نامشروع است» پس فاصله بين نگاه و گناه اندك است.
عوامل بروز بيماري چشم چراني:
محروميت جنسي:
ويلهم اشتگل محروميت هاي جنسي را عامل اين بيماري دانسته و مي گويند:
محروميت هاي جنسي باعث مي شود كه (لي يبدو) در اعصاب چشم متمركز شود، با
اين تمركز، بستگي عصب چشم با اعصاب جنسي توسعه يافته و شخص از چشم چراني
لذت مي برد و با ديدن اندام جنس مخالف تحريك مي شود.
خود نمايي زنان:
بيشترين عامل بروز اين بيماري در مردان حس خودنمايي در زنان است. مردان
به طور طبيعي نسبت به زيبايي و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد يا بي
حجاب با خودنمايي در عرصه جامعه اين گرايش مردان را تحريک مي نمايند. در
تفسير آيه 30 سوره نور، نقل كرده اند كه: «روزي در هواي گرم مدينه، زن
جواني در حالي كه روسري خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش
او، پيدا بود، از كوچه اي عبور مي كرد، مرد جواني از انصار، آن حالت را
مشاهده كرد و چنان غرق تماشا شد كه از خود و اطرافش غافل گرديد و به دنبال
آن زن حركت نموده تا اين كه صورتش به شي اي اصابت كرد و مجروح گرديد،
هنگامي كه به خود آمد، خدمت پيامبر صلی الله علیه و سلم رفت و جريان را
براي او بيان داشت، اين جا بود كه آيات سوره مباركه نور در مورد پوشش زنان
نازل گرديد. قرآن کريم براي رفع اين معضل اجتماعي در آيات شريفه سوره نور،
از يك طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور مي دهد كه
نگاه هاي خود را كوتاه ساخته و به نامحرم خيره نشوند و از فساد و آلودگي
دوري كنند و از سوي ديگر به خانم ها دستور مي دهد پوشش مناسب را رعايت كرده
و زيورآلات خود را آشكار نسازند. تا حوادث نظير حادثه اي كه آيه در ارتباط
با آن نازل شده است، اتفاق نيفتد و جوانان از خود بي خود نشده و دنبال
زنان و دختران نامحرم راه نيفتند و امنيت و آرامش خود و ديگران را خدشه دار
نسازند.
در سوره احزاب نيز در يك جا به خانم ها دستور مي دهد:
«در محاورات روزمره حالت عادي داشته و با ناز و كرشمه و طنازي صحبت نكنيد و
در كوچه و خيابان با بدن هاي نيمه عريان و لباس هاي بدن نما، ظاهر نشويد»
چند آيه بعد مي فرمايد: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانيد.» تمام اين
برنامه و تأكيدها براي آن است كه: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفيف و
پاكدامن بشناسند و موجبات آزار و اذيت آنان را فراهم نسازند و چشم طمع
ندوزند و در نتيجه امنيت و آرامش قشر خانم ها در سايه رعايت ضوابط شريعت و
پوشش اسلامي، تأمين شود.
در ادامه قرآن كريم مي فرمايد: با اين راه و
روش، اگر بيماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذيت خانم ها ادامه
داده و امنيت و آرامش آنان را تهديد كردند. برخورد شديدتري با آنان صورت
خواهد گرفت: «اگر منافقان و بيماردلان «شهوت پرست» و كساني كه در شهر،
اضطراب و نگراني به وجود مي آورند از اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «اي
رسول» عليه ايشان مي شورانيم، در آن صورت، مدت كمي در مجاورت با تو در اين
شهر زندگي خواهند كرد و نابود خواهند شد» تا آرامش و امنيت در جامعه تأمين
شود.
از مجموع مطالب ياد شده اين نتيجه به دست مي آيد كه رعايت
حجاب و پوشش اسلامي براي زنان و مردان مؤمن و مسلمان، تكليف الهي است.
رعايت آن، علاوه بر اين كه موجب عمل به دستورات الهي مي شود، شخصيت فردي
اجتماعي و معنوي انسان محجوب و پاكدامن، سير صعودي پيدا كرده و نردبان
تعالي و تكامل را يكي پس از ديگري طي خواهد كرد و از سوي ديگر در تأمين
بهداشت روحي و رواني و آرامش خانواده ها و صفا، نورانيت و امنيت در جامعه
نقش به سزايي ايفا مي كند. به اميد روزي كه جوامع اسلامي و انساني از تمام
آلودگي ها تصفيه شود و زمينه حضور زنان و دختران بدون دغدغه و دلواپسي، در
اجتماعات فراهم شود.
عواقب و آسيب شناسي چشم چراني:
عامل غفلت و فراموشي: چشم چراني يکي از مصاديق حب دنيا و عامل مهمي براي
بروز غفلت از ياد خدا و خود است. غفلت همان چالش اساسي است که انسان در سر
راه کمال و سعادت خود دارد و بيداري اولين نياز او براي حرکت در اين مسير
است. چشم چراني باعث مي شود که انسان هر چه بيشتر به خواب رود و از بيداري و
ياد خدا دور ماند. حضرت علي ـ رضی الله عنه ـ درباره مواظبت و حفاظت از
چشمها فرمود: چيزي در بدن كم سپاستر از چشم نيست، خواسته اش را ندهيد كه
شما را از ياد خدا باز مي دارد. لَيْسَ فِي الْبَدَنِ شَيءٌ اَقَلَّ
شٌكراً مِنَ الْعَيْنِ فَلا تُعطوها سؤلَها فَتَشْغَلكُم عَنْ ذِكْرِ
اللهِ عَزَّ وَجَل.
اولين گام انحراف عملي:
چشم چراني و
نگاه به نامحرم، گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسي است. نگاه هاي
آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه، انحراف و گناه
مبتلا مي كند. نگاه كردن به ناموس ديگران، خواست شيطان است. چشمي كه
تيرهاي آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب مي كند، محل كمين شيطان است. شيطان
از كمان چشم هاي او ناموس ديگران را نشانه مي گيرد. اَلنَّظرَةُ بَعْدَ
النًّظرَةِ تَزرِعُ في الْقَلبِ الشَّهْوَةَ وَ كَفي بِها لِصاحِبِها
فِتْنَ. پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و سلم ـ فرمودند: نگاه به نامحرم تير
زهرآلودي از تيرهاي شيطاني است پس بايد مراقب چشمان خويش باشيم، تا شيطان
از آن براي تخريب ايمان ما و ناموس مردم استفاده نكند.
حسرت و اندوه طولاني:
چشم قوي ترين ابزار حسي است يعني ميدان آستانه تحريك چشم از بقيه حواس
بيشتر است و بيشترين تحريكات حسي را دريافت مي كند و اين دل است كه بعد از
نگاه به كار مي افتد يعني آنچه را ديده، مي بيند، دل طلب مي كند و چون
امكان رسيدن به آنچه ديده شده فراهم نمي شود، افسردگي و رنجوري عايد انسان
مي شود. از فحواي حديث رسول خدا ـ صلي الله عليه ـ که فرمود همه چشمها روز
قيامت گريانند جز سه چشم: چشمي كه از ترس خدا بگريد، چشمي كه از نامحرم فرو
نهاده شود، چشمي كه در راه خدا (و پاسداري از كيان اسلام) شب زنده دار
باشد، فهميده مي شود که علاوه بر حسرت دنيوي، فرد چشم چران در آخرت از فرط
حسرت و پشيماني چشماني گريان خواهد داشت.
كُلُّ عَيْنٍ باكِيَةٌ يَومَ
القِيامَةِ اِلّا ثَلاًًثَةُ اَعيُنٍ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشيَةِ اللهِ وَ
عَيْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَيْنٌ باتَت ساهِرَة في سبيلِ
الله.
به خطر افتادن امنيت و سلامت جامعه:
در واقع، نگاه هاي
آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را شعله ور مي سازد كه فرايند و
محصولي جز فحشا، سياهي دل؛ مشكلات و نارسايي هايي اجتماعي، نخواهد داشت.
چشم چراني دام شيطاني، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است كه دل را مي
لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در
جامعه مي شود. لذا چشم چراني، اين تير مسموم و زهرآلود شيطاني اگر بدون قيد
و بند، رها شود يقيناً سلامت و امنيت طرفين را به خطر مي اندازد، جوان و
نوجواني كه به كوچه و خيابان راه مي افتد اگر دستور اسلام را رعايت نكرده و
نگاهش را كوتاه نكند و از طرف ديگر، كساني كه بايد حجاب و پوشش اسلامي را
رعايت كنند، رعايت نكنند، چشم جوان به صحنه هاي شهوت انگيز خواهد افتاد، و
نيروي قدرتمند شهوت به جوشش و غليان آمده و تحريك خواهد شد، در چنين شرايط
حساس و خطرناكي، اين جوان، يا بايد به عياشي، فساد و تجاوزگري روي آورد و
به خواسته هاي قوه شهواني جواب مثبت دهد، امنيت خود و ديگران را به خطر
اندازد، و يا با تخيل و تصور، با حالت افسرده و پريشان، زندگي بيمار گونه
خود را ادامه داده آسايش و آرامش خانواده را برهم زند.
ايجاد نگراني و اضطراب:
آنچه از مجموع آيات، روايات و تجربيات كارشناسان به دست مي آيد اين است
كه چشم چراني هاي هوس آلود، بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند و بار
از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب و نگراني افراد و خانواده ها و هرج و
مرج و ناامني در جامعه به حساب مي آيد. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش هاي
اسلامي از جمله حجاب و پوشش اسلامي، رعايت شود از چشم چراني و نگاه هاي
آلوده جلوگيري به عمل آيد و خانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مكالمات
روزمره، دستورات شرع مقدس را رعايت كنند يقيناً زمينه هاي فساد زدوده شده
دام هاي شياطين برچيده خواهد شد، آرامش روحي و رواني براي افراد و خانواده
ها، نظم، ثبات و امنيت در جامعه پديد خواهد آمد. حضرت علي رضی الله عنه مي
فرمايد: «كسي كه نگاهش را كاهش دهد، قلبش آرام مي گيرد.» و نعمتي بالاتر از
آرامش قلب، وجود ندارد. اين موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق
شده و تجلي پيدا كند، جامعه نيز به طبع اعضا و افراد خود، داراي امنيت و
آرامش خواهد شد.
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
اين همه آفت كه به تن مي رسد
از نظر تو به شكن مي رسد
ديده فرو پوش چو دُر در صدف
تا نشوي تير بلا را هدف
عذاب اخروي:
علاوه بر ابتلا به عواقب دنيوي، «چشم ناپاك» از عذاب و شكنجه الهي نيز بي
نصيب نمي ماند. رسول خدا ـ صلي الله عليه و سلم ـ فرمود: آن كه چشمانش را
از نگاه به زن نامحرم پر كند، روز قيامت، خداوند چشمانش را با ميخ هاي
آتشين و از آتش پر كند، تا وقتي كه به حساب مردم رسيدگي كند، سپس امر مي
شود كه او را به جهنم ببرند. مَنْ مَلَاَ عَيْنَيْهِ مِنِ امْرَأَةٍ
حَراماً حَشاهُما اللهُ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ القِيامَةِ بِمَساميرَ مِنْ
نارٍ وَحَشاهُما ناراً حَتّي يَقْضِيَ بَيْنَ النّاسِ ثُمَّ يُؤمَرُ بِه
اِلَي النّارِِِ.
چشم پاکي و نتايج آن:هر يك از اعضاي بدن مؤمن نسبت به
عبادت پروردگار متعال وظيفه خاصي بر عهده دارد كه اگر بدان وظيفه عملكرد،
ارزشمند است.
چشمي كه به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب بركات زير مي گردد:
1- ديدن شگفتيها
: رسول خدا ـ صلي الله عليه ـ فرموند: چشمهايتان را (از نامحرم) بپوشانيد تا عجايب و شگفتيها را ببينيد.
2- راحتي قلب:
حضرت علي ـ رضی الله عنه ـ فرموند: آنكه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد، قلبش را راحت كرده است.
3- نيك خويي:
همچنين آن حضرت فرموند: كسي كه نگاه هايش كنترل شود، صفاتش نيكو گردد.
4- چشيدن شيريني ايمان:
پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و سلم ـ فرموند: نگاه (به نامحرم) تير
زهرآلودي از تيرهاي شيطان است و هر كس آن را از ترس خدا ترك كند، خداوند
چنان ايماني به او عطا كند كه شيريني اش را در دل خويش احساس كند.
5- بروز صفت شجاعت:
شجاع ترين مردم كسي است كه بر خواهش نفساني اش چيره شود.
معالجه خوي زشت چشم چراني: قرآن مجيد حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ را به
عنوان قهرمان ميدان «عفاف» مطرح مي كند تا جوانان مسلمان كه در پي قهرمان
يابي و الگوپذيري هستند، از يوسف ـ عليه السلام ـ كه شجاعترين مرد روزگار
خود در مخالفت با هواي نفس و شيطان بود پيروي كنند. نكته شايان توجه در
داستان حضرت يوسف ـ عليه السلام
ـ”استمداد” از خداي سبحان و پناه بردن
به قدرت سرمدي اوست كه هيچ چيز جز ايمان به پروردگار نمي تواند جلوي نفس
سركش و غريزه نيرومند شهوت را بگيرد.
نكته ظريفی كه در مسأله ناموس
نهفته است و روايات نيز آن را تأييد كرده اند اين است كه به هر دستي بدهي
به همان دست پس مي گيري، چنان كه فرموده اند:
«آن طور كه جزا دهي جزا
بيني». روایت کردند: در زمان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ مردي با زني زنا
كرد وقتي به خانه خويش آمد، مردي را با زن خود ديد، آن مرد را نزد حضرت
موسي آورد و از او شكايت كرد. در آن لحظه جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت:
هر كس به ناموس ديگران تجاوز كند به ناموس اش تجاوز كنند. حضرت موسي به آن
دو فرمود: با عفت باشيد تا ناموستان محفوظ بماند. بنابراين، مؤمن با غيرت
هرگز به ناموس ديگران نگاه حرام نمي كند، چرا كه نمي خواهد كسي به ناموسش
نظر بد داشته باشد.
هر كه باشد نظرش در پي ناموس كسان
پي ناموس وي افتد نظر بوالهوسان
يكي ديگر از راه هاي پيشگيري از انحراف اين است كه مؤمن با نامحرم در جاي
خلوت اجتماع نكند، چرا كه دور از چشم مردم، زمينه لغزش و انحراف فراوان
است. پيامبر ـ صلي الله عليه و سلم ـ فرمود: آن كه به خدا و روز جزا ايمان
دارد نبايد در جايي بخوابد كه صداي نفس زن نامحرم شنيده مي شود. اگر مرد و
زن نامحرم در محل خلوتي باشند كه كسي در آنجا نباشد در حالي كه ديگري هم
نتواند وارد شود چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند، بايد از آنجا بيرون
بروند. باز فرمودند: هيچ مردي با زني (نامحرم) خلوت نكند. اگر مردي با زن
بيگانه اي خلوت كند، سوّمي آن دو شيطان است.
به اميد آنكه با ياري
خداوند، تمام اعضاي خويش را از آلوده شدن حفظ كنيم و عفت و پاكدامني بر
جامعه اسلامي سايه گستر باشد. ان شاء الله
ای بیوفا!!!!
ای بیوفا برو که شبستان خاطرم
دیگر نه جای جلوه ذوق وصال تست
زآن دم که پی به راز نهان تو برده ام
کابوس خواب راحتم هر شب خیال تست
ای کاش با تو هیچ مقابل نمی شدم
می خواستم ز پرتو پندار تابناک
نور چراغ خلوت اندیشه ام شوی
می خواستم چو مرغ سبکبال آرزو
تا آخرین دیار خدا همرهم روی
اکنون به خویش نگریم و بر آرزوی خویش
در آسمان روشن اشعار دلکشم
دیگر نتابد اختر چشمان مست تو
گر دیده چهره ات به غبار گنه نهان
خاموش گشته شمع محبت به دست تو
دیگر تو آن ستاره درخشنده نیستی
ای بیوفا که شهرت هنگامه خیز تو
مرهون شور عشق من و نالهء منست
گر بر سر وفای تو شد نام و ننگ من
پاداش آن به دست تو پیمان شکستن است؟
نی نی تو قدر عشق ندانسته ای هنوز
زین بعد بر مزار تمنا کنم فغان
آینده را به ماتم بگذشته بسپرم
دامان دل به اشک غمت شستشو دهم
وز سینه داغ مهر تو را پاک بسترک
دیگر نه اعتماد بهر بیوفا کنم........
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
بیا لیلی که مجنون در برم نیست
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
جدایی کرده ای هوش در سرم نیست
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
جدایی کرده ای از یـــــاری جانی
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
چو مرغان قفس بال و پرم نیست
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
بهار امد که یار جانم بر آمد
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
به روی سبزه ها گردش نماید
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
نشیند در لب جو روی سبزه
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
که دیدار من مسکین نماید
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
لیلا - لیلا نوروز اس خدایا دینا دو روز اس
نو بهار
نو بهار آمد و شد زنده جــهان بار دگــــر
تو مرا زنده کن از ساغر سرشـار دگــــر
تا بود فصل گل و صحبت ســــاقی هرگـز
نروم جای دگر من نکـــنم کار دگـــــــر
من بیک زخــم تو ای چــرخ نیفـتم از پای
گــر بود عمــــر ببینم به پیــــــکار دگــــر
نقــش گیتی همه واژون شده دستی ازغیب
گرکشند نقش دگــر باز به پر کار دگــــــر
روزگاریست که شد قصه منصــــورازیـاد
نشنیدم اناالحـــــق ز ســــردار دگـــــــــــر
گــــرهی چند فــزودند برین رشـــته دریغ
حل دشــوار نمودند به دشوار دگــــــــــــر
هیچکس بار غم از خاطر من دور نکـــرد
بر سر بار نهادند همان بـــار دگــــــــــــر
سوالات مرد اعرابی از حضرت محـــــــــــــمد"ص"
در مسجد نبوی:
از انس ابن مالک
"رض" روایت است که روزی انحضرت "ص" در مسجدنشته بودند که
ناگاه مردی اعرابی وارد شد و و بر آن حضرت "ص" سلام کرد و
محــــمد"ص" جوابش دادند.
فرمودند: از کجا میایی؟ عرض
کرد از راه دورمیایم و سوال چندی ازشما دارم و جواب انرا میخواهم.
فرمودند: بپرس تا جواب بشنوی.
1- عرض کرد میخواهم داناترین
مردم باشم آنحضرت محــــمد "ص" فرمودند از خداج بترس.
2- عرض کرد میخواهم که از خاصان
درگاه خداوندج باشم. فرمودند شب و روز قران بخوان.
3- عرض کرد میخواهم که همیشه دل
من روشن باشد ایشان فرمودند که مرگ را فراموش مکن
4- عرض کرد
میخواهم که همیشه در رحمت حق باشم. فرمودند با خلق خداج نیکی کن
5- عرض کرد میخواهم که از دشمن
به من افتی نرسد. فرمودند همیشه توکل به خداج کن
6- عرض کرد میخواهم که در چشم
مردم خوار نباشم. فرموند که پرهیزگار باش.
7- عرض کرد هیخواهم عمـــر من
دراز باشد. فرمودند صله رحم کن.
8- عرض کرد میخواهم که روزی من
وسیع گردد. فرمودند همیشه با وضو باش.
9- عرض کرد میخواهم با آتش دوزخ
نسوزم. فرمودند چشم و زبان خود ببند.
10- عرض کرد میخواهم بدانم
گناهانم به چه چیزریخته میشود.فرمودند به تضرع و توبه بحال بیچاره گان
11- عرض کرد میخواهم سنگین ترین
مردم دنیا باشم. فرمودند از کسی چیزی مخوا.
12- عرض کرد میخواهم پرده عصمتم
دریده نشود. فرمودند پس پرده کسی را ندر.
13- عرض کرد میخواهم که گورم
تنگ نباشد. فرمودند که مداومت کن به قرائت سوره مبارک تبارک.
14- عرض کرد میخواهم مال من
بسیار شود. فرمودند که مداومت کن به قرائت سوره مبارک واقعه.
15- عرض کرد میخواهم برای من
عذاب قبر نباشد. فرمودند جامهء خود را پاگ نگهدار.
16- عرض کرد میخواهم در نامه
اعمال من گناه نباشد. فرمودند که با پدر و مادرت نیکی کن.
17- عرض کرد میخواهم خداوندج را
در نماز حاضر ببینم. فرمودند در وقت وضوءساختن دقت کن.
دور از رخت صحــرای درد است خانهء من
خورشید من کـجائی ســـرد است خانهء من
من دردمند عشق ام درمان من توئی تو
من پای بند صدق ام پیمان من توئی تو
امید من توئی تو ایمان من توئی تو!!!
بی توکنون صحـرای درد است خانهء من
خورشید من کــجائــی سرد است خانهء من
دیدم تو را زشــادی از آســـــمان گذشتم
جانان من که گشتی دیگــر ز جان گذشتم
آخـــــــر خودت گواهی من از جهان گذشتم!!!
دور از رخت صحــــرای درد است خانهء من
خورشـــید من کـجائــــی سرد است خانهء من
غیر از تو من به دنیا یاری دیگر ندارم
به خیالی عشقت فکری به ســــر ندارم
سرمیدهم ولیکن دست از تو برندارم!!!!
ور از رخت صحــــرای درد است خانهء من.........
خورشـــید من کـجائــــی سرد است خانهء من........
آتش گٌل
چو من ز سوز
غمت، جان کس نمی سوزد
که عشق، خرمن
اهل هوس نمی ســـــوزد
درآتشم من
واین مشت استخوان بر جاست
عجب، که سینه ز
سوز نفس نمی ســــوزد
ز داغ و درد جدائی
، کجا خـــــبر داری ؟
ترا که دل بفغان
جرس نمی ســـــــــــوزد
ز بسکه داغ تو
دارم چو لاله بر دل تنگ
دلم ، بحال هیچکس
نمی ســــــوزد
بجز من و تو،که
درپای دوست سوخته ایم
رهی، زآتش گٌل، خار و خس نمی ســــوزد
ای قوم به حج
رفته کجـــــــــــائید ، کجائید؟
معشوق همین
جاست ، بیـــــــــائید ، بیائید
معشوق تو
همسایهء دیوار به دیوار
در بادیه سر گشته شما در چه هوائید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم خواجه وهم خانه وهم کعبه شمائید
ده بار ازآن راه بدان خانه برفتید
یکبار ازین خانه براین بام برائـــــــید
آن خانه لطیف است ، نشانهایش بگفتید
از خواجهء آن خانه نشانه بنمائـــــید
یک گوهر جان
کو ، اگر آن باغ بدیدیــــت؟
یک گوهر جان
کو ، اگر از بحر خدائـــــید؟
با اینهمه آن رنج شما
گنج شمــــا بــــــاد
افسوس که بر گنج شما پـــــــرده شمائـــید
عید مُبارک
صـد بار گـریه ام گـفت عید
ترا مبارک
با خنده نگفتی عید مـــــــــرا مبارک
در پیـکــرت مـبادا از چشم
بد گـــزندی
بسیار جامه زیبی
نام خـــــدا مبـارک
عـیدم بعـیدازآن شد کــزوصل
یار دورم
بر عـالـمی مبارک بر مـاست
نا مـبارک
عید است هرکسی را طرز
مبارکیهاست
از تـو جـفـا مـبارک از
مــا وفــا مبـارک
از بسکه خو گـرفتم با درد
و داغ گفتم
وصـل تـو با رقیبان
هـجـرت بـما مبارک
گــر بد نمی نـمایـم بر
دیدهء نکــویـان
با من چـرا ندارد یک خوشــنما
مــبارک
از تو ستم شعاری از من
فغان وزاری
دشــنام گـفـتن از تـو
از من دعـا مـبارک
امروز روز عید است جانا
مکن تغافل
بیـگانه دارد امــروز
چون آشـنا مـبارک
بر اغـنـیای دنـیا دایم مــبارکیها
ست
گــوئیدای عـزیـزان بـر
بیـــنوا مــــبارک
دستش چو بوسه کردم خندیده گفت یارم
ای عشــقری نگفتی بی مــدعـا مــــبارک
داغ تنهائی
آنـــقدر با آتش دل ، ساخـتم تا
سـوخـتم
بی تو ای آرام جان ، یا ساختم یا سوختم
سرد مهری بین ، که کَس بر آتشم آبی نزد
گر چه همچون برق از گرمی سراپا سوختم
سوختم امّا نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام ، ک ز داغ تنهائی
بصحرا سوختم
همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم
سوختم از آتش دل ، در میان موج اشک
شوربختی بین، که در آغوش دریا سوختم
شمع و گُل هم هر کدام از شعله ای در آتشند
در میان پاکــبازان ، من نه
تــــنها سوختم
جان پاک من "رهی" خورشید عالمتاب بود
رفــتم و از مـاتــــم خود ، عالمی را سوختم
*** *** ***** *** ***
بزم یار
کس نشد پــــیدا که در بزمـت مــــرا یـاد آورد
مشت خاکم را مگر بر درگهت باد آورد
یک رفیــقی دستگـــیری در جـــهان پـیدا نشد
تا بپای قـصـر شیرین نعش فرهاد آورد
در دل خــــوبان نمی بخـــشد اثر آیا چـــــــرا؟
سنگ را آه و فغان مـن بـفـــــریاد آورد
آرزوی مرغ دل زین شیوه حیرانم که چیست؟
تــیـر خوان آلود خود را نزد صیاد آورد
در صف عــــشاق می بالـــد دل نا شــــــاد من
گـر بدشــنامی لب لعـت مــــــرا یاد آورد
دل کـــند لخت جـــگر را نذر چــشـــم گلـرخان
همچو آن طفلی که حلوا نزد استاد آورد
در جـــهان انجــام کار کــس نمی گـردد خراب
گـــر بـیاد افسانه هـای روز ایـجـاد آورد
عشقری از روی علم و فن نمی سازد غزل
ایـنقــدر مضـمـون نو طـبع خــــدا داد آورد