سوالات مرد اعرابی از حضرت محـــــــــــــمد"ص" در مسجد نبوی:

از انس ابن مالک "رض" روایت است که روزی انحضرت "ص" در مسجدنشته بودند که ناگاه مردی اعرابی وارد شد و و بر آن حضرت "ص" سلام کرد و محــــمد"ص" جوابش دادند.

فرمودند: از کجا میایی؟ عرض کرد از راه دورمیایم و سوال چندی ازشما دارم و جواب انرا میخواهم.

فرمودند: بپرس تا جواب بشنوی.

1- عرض کرد میخواهم داناترین مردم باشم آنحضرت محــــمد "ص" فرمودند از خداج بترس.

2- عرض کرد میخواهم که از خاصان درگاه خداوندج باشم. فرمودند شب و روز قران بخوان.

3- عرض کرد میخواهم که همیشه دل من روشن باشد ایشان فرمودند که مرگ را فراموش مکن

4- عرض کرد میخواهم که همیشه در رحمت حق باشم. فرمودند با خلق خداج نیکی کن

5- عرض کرد میخواهم که از دشمن به من افتی نرسد. فرمودند همیشه توکل به خداج کن

6- عرض کرد میخواهم که در چشم مردم خوار نباشم. فرموند که پرهیزگار باش.

7- عرض کرد هیخواهم عمـــر من دراز باشد. فرمودند صله رحم کن.

8- عرض کرد میخواهم که روزی من وسیع گردد. فرمودند همیشه با وضو باش.

9- عرض کرد میخواهم با آتش دوزخ نسوزم. فرمودند چشم و زبان خود ببند.

10- عرض کرد میخواهم بدانم گناهانم به چه چیزریخته میشود.فرمودند به تضرع و توبه بحال بیچاره گان

11- عرض کرد میخواهم سنگین ترین مردم دنیا باشم. فرمودند از کسی چیزی مخوا.

12- عرض کرد میخواهم پرده عصمتم دریده نشود. فرمودند پس پرده کسی را ندر.

13- عرض کرد میخواهم که گورم تنگ نباشد. فرمودند که مداومت کن به قرائت سوره مبارک تبارک.

14- عرض کرد میخواهم مال من بسیار شود. فرمودند که مداومت کن به قرائت سوره مبارک واقعه.

15- عرض کرد میخواهم برای من عذاب قبر نباشد. فرمودند جامهء خود را پاگ نگهدار.

16- عرض کرد میخواهم در نامه اعمال من گناه نباشد. فرمودند که با پدر و مادرت نیکی کن.

17- عرض کرد میخواهم خداوندج را در نماز حاضر ببینم. فرمودند در وقت وضوءساختن دقت کن.