ای بیوفا!!!!

ای بیوفا برو که شبستان خاطرم

دیگر نه جای جلوه ذوق وصال تست

زآن دم که پی به راز نهان تو برده ام

کابوس خواب راحتم هر شب خیال تست

               ای کاش با تو هیچ مقابل نمی شدم

می خواستم ز پرتو پندار تابناک

نور چراغ خلوت اندیشه ام شوی

می خواستم چو مرغ سبکبال آرزو

تا آخرین دیار خدا همرهم روی

           اکنون به خویش نگریم و بر آرزوی خویش

در آسمان روشن اشعار دلکشم

دیگر نتابد اختر چشمان مست تو

گر دیده چهره ات به غبار گنه نهان

خاموش گشته شمع محبت به دست تو

              دیگر تو آن ستاره درخشنده نیستی

ای بیوفا که شهرت هنگامه خیز تو

مرهون شور عشق من و نالهء منست

گر بر سر وفای تو شد نام و ننگ من

پاداش آن به دست تو پیمان شکستن است؟

            نی نی تو قدر عشق ندانسته ای هنوز

زین بعد بر مزار تمنا کنم فغان

آینده را به ماتم بگذشته بسپرم

دامان دل به اشک غمت شستشو دهم

وز سینه داغ مهر تو را پاک بسترک

           دیگر نه اعتماد بهر بیوفا کنم........